حکمت مهتاب

این وبلاگ جهت اشاعه اندیشه های عرفان ناب اسلامی تاسیس شده است

 
انتشار دو کتاب ارزشمند در صحنه عرفان و انقلاب اسلامی
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٢
 

دو کتاب پرتوی از جمال روح الله و سیمای خورشید در آیینه مقالات با نگرشی نوین به انقلاب اسلامی سعی در تبیین شخصیت عظیم و معنوی امام خمینی(س) و تاثیر شگرف ایشان بر عصر حاضر دارد. گفتنی است تاکنون هیچ مقاله یا کتابی به صراحت شخصیت عرفانی حضرت امام  را با آیات روایات اسلامی تطبیق نداده است، لیکن در کتاب سیمای خورشید در آیینه مقالات ، 40 نفر از نویسندگان ائتلاف معنوی فروغ محفل روح الله کوشیده‌اند  با  جمع  آوری آیات و روایات اسلامی ، وقایع مهم انقلاب شکوهمند اسلامی و همچنین معمار کبیر آن را از دیدگاه عرفانی معرفی نمایند.

لازم به ذکر است کتاب پرتوی از جمال روح الله نیز مشتمل بر 40کلمه قصار به قلم توانای استاد یعقوب قمری شریف آبادی  است. و در توصیف شخصیت عرفانی و معنوی امام خمینی(س)  تحریر گردیده  و به سه زبان فارسی ، عربی و انگلیسی در اختیار خوانندگان عزیز قرار گرفته است.

این دو کتاب با تایید و مجوز رسمی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) انتشار یافته و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.

برای مشاهده و دانلود مستقیم دو کتاب پرتوی از جمال روح الله  و  سیمای خورشید در آیینه مقالات  به لینک‌های زیر مراجعه کنید:

http://www.foroughemahtab.com/fa/bookView.php?mn=&sm=&id=5

http://www.foroughemahtab.com/fa/bookView.php?mn=&sm=&id=6


 
comment نظرات ()
 
 
اسوه زکاوت
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٤
 

اسوه زکاوت

رویکردی موجز بر ابعاد شخصیتی رهبر معظم انقلاب اسلامی

 

هاشم هاشمی نسب،

کارشناس زبان و ادبیات فارسی

تبیین آرمان‌ها و اهداف بنیادین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، بی‌شک از جمله فعالیت‌هایی است که همواره صلابت بن‌مایه‌های اصیل و اعتقادی را به بار‌ می‌نشاند.

در این میان ژرف‌نگری در مسیر چشمه خروشان ملت ایران اسلامی به زعامت پیر و مقتدایشان، حضرت امام خمینی(س) جز از عهده متعمقان و صاحب‌نظران متبحّر که همواره از تاریخ توشه اندیشه به یادگار می‌گیرند، بر نخواهد آمد. افرادی که از معادن افکار، اهداف ناب و آرمان‌های اصیل انقلاب را که بر پایه دیدگاه معنویت و حقانیّت است، استخراج نموده و مبتلا به بیماری «حجاب معاصرت» نمی‌شوند.

«حجاب معاصرت» معضلی است که چه بسیار از تاریخ‌اندیشان گرفتار آن بوده‌اند و از ضبط و تحلیل بسیاری از وقایع مهم تاریخی هم‌عصر خود غفلت ورزیده‌اند. لذا بر اصحاب اندیشه و قلم شایسته است که با بیداری کامل، جامعیت دوران را دریابند و با بینشی وسیع حقایق زمان را به یادگار بگذارند.

به راستی در این سال‌ها بارها از حوادث گوناگون سخن گفته و بحران‌ها و فراز و نشیب‌های انقلاب اسلامی را به تحلیل و روایت نشسته‌ایم و به کرّات خود را مفتخر به عبور از طوفان‌ها و تهدیدات دانسته‌ایم، لیک آیا از تدابیر، راهنمایی‌ها  و  هوشیاری سکاندار و راه‌آشنای این کاروان نیز ،سخنی به زبان رانده‌ایم؟!

حضرت آیت الله خامنه‌ای، راهبر فرزانه‌ای که همواره با هوشیاری، شجاعت و تدبّر و خلاقیّت، جامعیت دینی و علمی خود را بارها به اثبات رسانیده است و کشتی انقلاب اسلامی ایران را پس از بنیانگذار کبیر آن از میان طوفان‌های سهمگین مشکلات و مصائب روزگار به ساحل امن سلامت رهنمون شده است.

شیرمردی که جامعیت تدبیر وی در برگ برگ حوادث تاریخ انقلاب از بدو تشکیل ، همچون گوهری تابناک می‌درخشد و به همین منظور بارها و بارها وجود مستعدشان مفتخر به تمجید و تحسین مراد و مرشد روحانی‌اش حضرت امام خمینی(س) در مواضع گوناگون گردید:

« یکی از بازوهای پرتوان جمهوری اسلامی ... برادری آشنا به مسایل فقهی و متعهد به آن ... ازجمله افراد نادری که چون خورشید روشنی می‌بخشد.... متعهد و مبارز در خط مستقیم اسلام... عالم به دین و سیاست ... کسی که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین طنین انداز است... سربازی فداکار در جبهه جنگ و معلمی در محراب، خطیبی توانا درجمعه و جماعات و راهنمای دلسوز در صحنه انقلاب... در حکم آیه شریفه اشداء علی الکفار و رحماء بینهم ... من آقای خامنه‌ای را بزرگ کردم... ایشان سرمایه انقلاب هستند... ایشان از اجتهادی که لازمه ولایت فقیه می‌باشد، برخوردارند... ایشان الحق شایسته رهبری‌اند، با بودن آقای خامنه‌ای شما خلا ء رهبری ندارید و ...»

صاحب‌نظری که فراست اندیشه‌اش  راهگشای یکایک چالش‌های بیست سال دوران رهبری‌شان بوده است و این‌گونه توانسته‌اند با گذشت زمان بن‌مایه‌های عمیق علمی و قابلیت‌های شگرف شخصیتی خود را به همگان اثبات نمایند.

اندیشه‌های خلاق رهبر معظم انقلاب یکی دیگر از قله‌های رفیع شخصیت گران‌سنگ اوست و این‌ خصیصه‌ها همواره توانسته‌است چشم‌اندازهای بدیع پیشرفت و تکامل را فرا روی ایرانیان بگشاید و آنان را از هجمه‌های خطرناک تهاجم و ناتوی فرهنگی و جنگ‌های نرم و ... برهاند.

از جمله این ابداعات می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود:

-         ترکیب آرمانگرایی و واقع نگری

-         تجدد فکری و سیاسی

-         تعریف مبانی اصولگرایی اصلاح‌طلبانه

-         پرهیز از افراط و تفریط دینی و سیاسی

-         برپایی جنبش نرم‌افزاری و تولید علم

-         ایجاد بستر‌های مناسب فرهنگ‌سازی دینی و آرمانی در قالب نامگذاری‌های سالیانه

-         ارائه تعریف جامع دموکراسی و مردمسالاری دینی و جامعه مدنی

-         ترغیب‌ و پیگیری‌های مستمر جهت تدوین سند چشم انداز 20ساله نظام جمهوری اسلامی

و بسیاری از طرح‌ها و پروژه‌های فرهنگی اصیلی که به حق توانسته‌ است ترسیم‌گر روند رو به رشد ابعاد گوناگون نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشد و ره‌آورد‌های متعالی آزادی دینی و اندیشه‌های حکمی و بنیادین اسلامی را به بار بنشاند.

و اکنون بر ماست که با تبعیت صادقانه و ارادت به اهداف معنوی امام راحل، مجدانه به پیروی از منویات رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای (مد ظله العالی) همت گماریم و در مسیر عمران و آبادانی میهن عزیزمان کوشا باشیم. ان شاء الله

 


 
comment نظرات ()
 
 
مراتب هفت‌گانه کمال انسان
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٢
 

مراتب هفتگانه کمال انسان
‌ یعقوب قمری شریف‌آبادی

مندرج در روزنامه اطلاعات

شنبه 18 آبان 1387، 9 ذی القعده 1429، 8 نوامبر 2008، شماره 24332




اشاره:‌ انسان، معجون سرشته شده در فراز آسمان <احسن تقویم>1 است که پیکره راست قامتش از خاک مطهر سطح زمین به ظهور رسیده و کوثر حیات بر بستر وجودش روان گشته، آنگاه به قعر <اسفل سافلین->2 هبوط نموده و در محنت‌سرای ملک مأوا گرفته است تا با قدم سلوک در صراط جمال، مراتب تعالی معنوی را از اسفل جمادی به سوی اعلا علیین طی نماید و به وجه جمیل رحیمیت نایل گردد. او که از عالم نورانی برظلمت‌کده دنیا تنزل کرده، تنها در پرتو تسلیم عاشقانه به دستان رحمانی انسان کامل می‌تواند مراحل رشد و کمال را پیموده، به منزلگاه اصلی خویش که بهشت دیدار رحیمی است، بازگردد.

آری، وجود روحانی انسان کامل بزرگترین حجت الهی است که به تبیین علوی <اناالسموات السبع>3 باطن و لایی‌اش نسخه‌ کبیری از مجموعه عالمیان و جامع مراتب هفت‌گانه کمال و جمال ربوبی است. در این نوشتار می‌کوشیم تا به اجمال، مراتب هفت‌گانه کمال انسان یا منازل هفت‌گانه سیر و سلوک آدمی را از نظرگاه عرفان اسلامی بررسی نماییم.



1‌. عالم جمادی‌

رهرو طریق جمال، در نخستین مرتبه از مراتب هفت‌گانه کمال، یعنی عالم جمادی، با خصلت استکبار منشی و قدرت‌جویی برای تصاحب زر و زیور دنیایی روبه‌رو است؛ زیرا آدمی در ظاهر از آب و خاک روی زمین خلق شده و میل و گرایش به عالم ارض و مظاهر فریبنده جمادی دارد؛ <ان الرجل خُلق من الارض فانما همته فی‌الارض:4 همانا مرد از زمین خلق شد. پس همتش در زمین است.> به جهت چنین گرایشی است که مردمان به مال و منال دنیایی عشق می‌‌ورزند؛ <وتحبون المال حُباً جمّا:5 و دوست می‌دارید مال را دوست‌داشتنی بسیار.>

غفلت از رهنمودهای انسان کامل و اکسیر عشق و تسلیم به دستان مبارک او و دل سپردن به محبت جاه و منال دنیا، باعث می‌گردد که سالک برطریق مادیات سیر نماید و اسیر مشتهیات ملکی شود و به اشارت‌روایی <لو ان رجلا احب حجراً لحشره الله معه:6 اگر مردی سنگی را دوست بدارد، همانا خداوند با آن محشورش می‌کند>، از جهت سنخیت، سیرت انسانی‌اش صورت جمادی یافته، نشیب ضلالت را در پیش خواهد گرفت و به دلالت <فهی کالحجاره` او اشد قسوه>7 همچون سنگی سخت در قعر دوزخ مادیت هبوط می‌نماید و کوثر حیات‌بخش رحیمی و بذر معارف رحمانی در سنگ خارای وجودش ثمره‌ای جز تاسف جانکاه <یا لیتنی کنت ترابا>8 به بار نمی‌نشاند.

اما چنانچه آدمی به موجب عشق و تسلیم ربوبی، از جاذبه قدرت‌طلبی و ثروت‌جویی رها گشته و سنگ سراچه دل را به خاک حاصلخیز مبدل سازد و در برابر رهنمودهای انسان کامل خاشع گردد، به موت از عالم جمادی رسیده و به دلالت <فاحیینا به الارض بعد موتها>9 برخوردار از باران روح‌فزای ربانی و بهره‌مند از نسیم طربناک حیات گشته، به اشارت <والله انبتکم من الارض نباتا>10 به تولد در عالم نباتی مفتخر می‌شود.‌



2‌ .عالم نباتی‌

در این عالم، غفلت و سستی پوینده صراط کمال به صراحت <لازینن لهم فی‌الارض>11 همتش را مصروف زینت‌های لذت‌بخش طبیعت و تعلق به رنگ‌های دلفریب گوناگون ساخته، موجبات انحطاط و تباهی نفس را فراهم می‌آورد؛ زیرا گستره عالم نباتی جایگاه ظهور رنگ‌ها و ریاحین لذت‌بخش ظاهری در سرای ملک است و جلوه‌های رنگین کثرات، جامه ارض را به زیور دنیایی آراسته است.

اگرچه اسلام بهره‌مندی از مظاهر رنگارنگ این عالم را تجویز نموده است، اما همین مظاهر به تصریح <انا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایهم احسن عملا>12جز کمین‌گاه ابتلا و آزمایش به بوستان پرجاذبه سراچه ملک نیست و دلبستگی به این لذات و تمنیات زودگذر، سالک را از حرکت به سوی مدارج والای کمال و جمال‌ باز می‌دارد. اما نوای قرآنی <صبغه`‌الله و من احسن من‌الله صبغه>13 در گوش جان جویندگان گوهر جمال طنین بیداری افکنده و آنها را متوجه رنگ مصفای الهی، یعنی تسلیم که حقیقت اسلام راستین است، می‌نماید؛ <الصبغه هی الاسلام>‌.14

و این سان، در پرتو تسلیم عاشقانه به دستان ربوبی باغبان ولایت، نهال نورسته رهروان صراط کمال به سر سبزی ایمان و یقین آراسته می‌گردد تا به مصداق <ان قلوب المومنین خضر>15 قلب او در حریم محافظت و تربیت معنوی چنین خضر کاملی، از اسارت الوان لذت‌بخش ملکی رهیده، به سبب موت از تعلقات رنگارنگ سرای نباتی، به عالم حیوانی حیاتی خجسته یابد.



3.‌ عالم حیوانی‌

این عالم، مشکل‌ترین مرحله کمالی و سخت‌ترین مرتبه صعودی انسان به شمار می‌رود. در این عالم است که سالک به صراحت روایی: <اعدی عدو للمرء غضبه و شهوته>16 نفس خویش را گرفتار دو قوه نیرومند غضب و شهوت می‌بیند و به سبب پیروی بی‌حدوحصر از خواسته‌های این دو قوه، صحیفه وجودش به سیرت پست بهیمی منقش می‌گردد؛ <من غلب علیه غضبه و شهوته فهو فی حیز البهائم:17 کسی که خشم و شهوتش بر او غلبه کند، در جایگاه بهائم است.>‌

در این میان، مهم‌ترین عاملی که نفس آدمی را به ظلمت و تباهی مبتلا می‌سازد، به تصریح <سبب الشر غلبه الشهوه> 18غلبه هواهای نفسانی و شهوات حیوانی بر وجود آدمی است و تمایلات بهیمی و وساوس شهوانی بیشترین جاذبه را برای آدمی دارد و به دلالت <لا فتنه` اعظم من الشهوه>19 بزرگترین عرصه جهاد با نفس اماره، در عالم حیوانی عیان می‌گردد؛ <ویرید الذین یتبعون الشهوات ان تمیلو میلا عظیما>.20

گفتنی است که از میان شهوات گوناگون حیوانی، تمایل نفسانی نسبت به زنان بارزترین و نیرومندترین مصداق است که دل و جان آدمی را مدهوش خود می‌سازد که <ان کیدکن عظیم>.21 و به واقع باید اذعان داشت که جاذبه شدید و مغناطیس عظیم وجود زن که بزرگترین امتحان الهی در مسیر تکامل مرد است، موجب گردیده تا انسان خوش‌سیرتی چون یوسف صدیق(ع)، به بیان <ولقد همت به وهم بها لو لا ان رای برهان ربه>22 به دشواری و عظمت این ابتلای ربوبی اقرار نموده و با ترنم <و ما ابرّیء نفسی ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحم ربی>23 یگانه صراط رهیدن از چنین دام فریبنده‌ای را الطاف ربانی و تاییدات رحمانی کاملان و لایی معرفی می‌کند.

بدین ترتیب، عالم حیوانی را باید عظیم‌ترین کمین‌گاه جاذبه عشق مجازی و جولانگاه و ساوس زنان دوزخی، خاصه برای جوانان دانست و صد البته رهایی از غل و زنجیر اسارت‌بخش شرک و آزادی از زندان عشق طغیانگر نفس، جز در توان مسیحادمان اهل ولایت و معرفت نمی‌باشد و سالکان طریق کمال، تنها در سایه سار اذکار شفابخش ولایت و در پرتو عشق و تسلیم به دستان انسان ساز اولیای الهی - که در طی این مسیر پرفرازونشیب، دوست صدیق و خلیل شفیق رهروان طریقت می‌باشند - توان صبر و بردباری در برابر حب الشهوات حیوانی را می‌یابند که <المرء علی دین خلیله:24 انسان ‌‌]‌جوانمرد‌[‌‌ برآیین دوست صادق خویش است.> و این گونه، به برکت انفاس مقربان صاحبدل و کلمات ربوبی مشفقان مسیحادم، از شراره‌های سوزنده شهوات نفسانی و تمایل به زنان دوزخی رهایی یافته، به عالم والای انسانی نایل می‌گردند.‌



4‌. عالم انسانی‌

چهارمین مرتبه کمال آدمی حدفاصل و مرز میان عالم حیوانی و عالم روحانی است و آدمی این صورت آفریده شده از نطفه مخلوط، به جهت برخورداری از عقل ملکوتی و نفس ملکی در معرض امتحان ربوبی قرار گرفته و در این میان، به موجب فروغ عقل الهی، راه شکر و هدایت را از بیراهه کفر و ضلالت بازشناخته است؛ <انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفورا: همانا ما راه هدایت را نمایاندیم، خواه شاکر باشد و بپذیرد یا ناسپاسی گوید و منکر شود.>25

مولای موحدان، علی(ع)، تاثیر عقل نورانی و نفس ظلمانی را در ضمیر آدمی چنین ترسیم نموده است: ...<هرکس عقل او برشهوتش غلبه کند، از ملائکه برتر است و هرکس شهوتش برعقل او غلبه کند، از بهائم بدتر است.>26

آری، عالم انسانی را باید گذرگاهی صعب‌العبور دانست که به بیان روایی <ان علی جهنم جسرا ادق من الشعر و احد من السیف>27 پلی باریکتر از مو و برنده‌تر از شمشیر است که بر روی دوزخ شهوات حیوانی28 قرار گرفته و گذر از آن و نیل به ملکوت روحانی جز با قدم عشق و معرفت ممکن نبوده و در این صراط دقیق و ظریف، غفلت سالک و یا انکار او نسبت به اذکار و معارف رحمانی، موجب سقوط او از مقام رفیع انسانی به ورطه پست حیوانی می‌گردد. از این‌رو، در عالم انسانی یگانه طریق رهایی گرفتاران دوزخ حیوانی و تنها راه نجات اصحاب شمال، لبیک‌گویی به ابرار منادی ایمان و تدبر در آیات ربوبی است تا بدین‌سبب، چراغ عقل الهی‌شان روشن شده و مصداق <اولوا الالباب> گردند. آن گاه چنین انسانی با تمنای خالصانه <توفنا مع الابرار> 29از ذات بی‌نیاز ربوبی، راه وصول به مقام ابرار یا اصحاب یمین را طلب نموده، به موت از خواهشهای نفسانی نایل می‌شود.‌

اما یکتاطریق تعالی اصحاب یمین از مرتبه انسانی به عالم روحانی، سرمست شدن از عشق و حب صادقانه به وجه منور انسان کامل است که به مصداق <ان الصوره` الانسانیه... هی الصراط الممدود بین الجنه` و النار:30 صراط مستقیم الهی بین جهنم حیوانی و بهشت روحانی است. بنابراین، آن که کلمات قدسی مقربان را تصدیق کرده و با قدم عقل در دیار انسانی از شهوات حیوانی هجرت نموده، به بیان علوی <العاقل من امات شهوته> 31به موت از نفس شیطانی مفتخر گشته، شایسته انفاس روحانی انسان کامل می‌گردد و به نفحه حیات‌بخش روحانی، تولدی دوباره یافته، به ملکوت آسمانها راه می‌یابد؛ <کسی که دو بار تولد نیافته باشد، به ملکوت آسمانها راه نمی‌یابد.>‌32

بدین‌ترتیب، نسیم حیات‌آفرین ربوبی بر وجود خالص شده رهرو صراط کمال و جمال وزیدن می‌گیرد تا اسماعیل‌وار به دستان ابراهیمی صاحبدل ولایی تسلیم شده و سرمست از باده عشق رحیمی به موت از عالم انسانی نایل آمده، به عالم روحانی و بارگاه رفیع ملکوتی حیاتی طیبه یابد.‌


5 .‌ عالم روحانی‌

آدمی با نیل به این مرتبه کمالی، به سبب عقل عارفانه و عبودیت خالصانه در زمره <عبادالرحمن> قرار گرفته، فرشته سیرت، در پیشگاه رحمانی قیام به حق نموده و در محراب بندگی به رکوع و تعظیم ربوبی می‌پردازد و بر سجاده عشق، پیشانی سجود بر آستان رب رحیم می‌ساید؛ زیرا به بیان <والملائکه` المومنون الذین یملکون علم آل محمد>33 مومنان ابرار اهل ولایت، ملائکه حریم قدسی‌اند که در آسمان ملکوت پر کشیده‌اند و چراغ عقل در قلب مطهرشان پرتو معرفت افشانده و پیوسته بادیه‌پیمای وادی ملکوت و روشنگر لطایف روحانی می‌باشد؛ عقل روشنی‌افروزی که نخستین جلوه قدس روحانی بوده و از عرش رفیع رحمانی نشات گرفته است و نیکوترین خلق مبارک الهی در عالم روحانی به شمار می‌رود: <عقل، اولین خلقی است که خداوند آن را از روحانیین از جانب راست عرش از نورش آفرید.>34`‌

آنگاه که پوینده صراط حمید، در پرتو عبودیت خالصانه به انوار معرفت‌بخش عقل رحمانی روشنی یافت، هادی طریق معنا که کلمات کمال‌ پرورش القاگر روح پاک حق و حقیقت است، رهرو کوی جمال را به فردوس برین لقا فرامی‌خواند و به مصداق <ان الملائکه`... یعیشون بنسیم العرش>35 نفحه عشق رحیمی از عرش رحمانی بر وجود چنین سالک فرشته‌سیرتی دمیده می‌شود تا به سبب تعلق به عز قدس مقربین، از ساحل عقل به بحر بیکران عشق نایل آ‌ید و به سبب عبودیت عاشقانه در محراب جمال دوست، اوج پرستش و بندگی را پروانه‌وار در شوق و اشتیاق به وجه مطهر و منور ربوبی بجوید. از این‌رو، عالم روحانی را باید وادی عبودیت توام با اخلاص دانست که در صورت سرپیچی از فرامین تعالی‌بخش انسان کامل و سستی در امر اطاعت و بندگی، بسان ابلیس به عتاب <فاخرج منها فانک رحیم>36 مخاطب گردیده، از حریم کروبیان رانده شده، به سراچه ناسوتی تنزل می‌یابد. اما تسلیم‌شدگان و مومنان صدیق ملکوتی به جهت برخورداری از روح پاک ایمان، از هر گونه شرکی مبرا شده، عاشقانه به بندگی قیام نموده‌اند؛ <و بروح الایمان عبدوا الله ولم یشرکوا به شیئا:37 [بندگان صالح الهی] به سبب روح ایمان،‌ خدا را پرستیدند و چیزی را شریک او نساختند.> بهره‌مندی از روح معرفت‌بخش قدسی، زیبنده‌ترین رهاورد عالم روحانی است که رهرو عاشق را به نور شناخت مزین می‌نماید و بدین‌ترتیب، سالک طریق کمال به تصریح <فادخلی فی عبادی>38 در شمار خالصان کوی دوست درآمده، آیینه تمام‌نمای رحمانی و خلیفه بر حق الهی می‌گردد و از رهگذر محرمیت، دستان ولایی پرده از رخساره جمیل رحیمی کنار می‌زند تا به اشارت <وادخلی جنتی>39 شایسته نیل به منقبت بهشتی مقربین و وصول به منزلت رحمانی سابقین گردد و به مرتبه بقا در عالم وجه نورانی باریابد.‌



6 .‌ عالم نورانی‌

تنها راه رسیدن به این عالم که عالم نورانی یا وجه جمیل رحیمی می‌باشد، آن است که سالک پیش‌تر در عالم روحانی از رهگذر فنا و موت نفسانی و تولد ملکوتی، برات رهایی از وساوس شیطانی را از دستان ربانی انسان کامل برگرفته و شایسته جنت لقای ربوبی و لایق دیدار مه‌رویان عالم قدس در فردوس برین شده باشد.‌

شهود سیمای حق و حقیقت، سیرت درونی چنین رهروی را به اشارت قرآنی <وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره: صورتهایی در آن روز شادند که به سوی پروردگارشان می‌نگرند.>40، به نور مسرت‌بخش ربوبی منور ساخته و قلب سلیم او را سرشار از شعله‌های عشق و نیاز نموده و او را از آلایش هرگونه شرک خفی و تعلق لطیفی که تاکنون در طی مراحل و مراتب کمال دامنگیر او بوده، مطهر می‌گرداند تا آزاد و رها از همه قیود، در بهشت دیدار، مسندنشین سریر احرار گردد که: <الطلاقه شیمه الاحرار:41 رهیدن [از تعلقات] خلق و خوی انسان آزاده است.>‌

بنابراین، سالک طریق معنا در این عالم از رهگذر <العبودیه جوهره کنهها الربوبیه> 42به حقیقت ربوبیت در باطن خویش آگاهی یافته، با نفس مطمئنه روحانی و با دو بال <راضی> و <مرضی> به منزلت <عبادی> نایل شده، در پرتو ا کسیر مقدس عشق، به فنای از خویش و بقای به حضرت رب واصل شده و مرآت قلبش تجلیگاه مقام رفیع <جنتی> گشته، خود نیز روح و ریحان بهشتی و جنت نعیم قدسی می‌گردد؛ <و اما ان کان من المقربین فروح و ریحان و جنت نعیم.>43

و این گونه، عاشق دلباخته جمال مطلق در ضمیر مصفای خویش به رفع حجاب نورانی نایل آمده، نظاره‌گر وجه جمیل رحیمی در مرآت وجود خویشتن می‌شود؛ چنان که در حدیث قدسی آمده است: <هنگامی که نیاز و لذت بنده‌ام را در ذکر خود قرار دادم، به من عشق می‌ورزد و من نیز به او عشق می‌ورزم. آنگاه حجاب میان خودم و او را به کنار می‌زنم.>‌44

بدین‌ترتیب، محب صادق پس از بقا به جمال دلربای رحیمیت، چشمانش از فروغ محبوب ربوبی به زیور روحانی <عین‌الله> و زبان حمد و تسبیح‌گویش به زینت رحمانی <لسان‌الله> و سیمای مصفایش به منقبت آسمانی <وجه‌الله>45 نایل می‌گردد و شایستگی آن را خواهد یافت که به سبب استیلا بر عرش رحمانی، به گنجینه کوثر رحیمی و معدن عظمت الهی در عالم لاهوت دست یابد و به خلعت دلارای <انسان کامل> آراسته شود.‌



7. عالم رحمانی‌

در این عالم که آخرین مرتبه از مراتب هفتگانه کمال انسان به شمار می‌رود، پوینده کمال مطلق، به منزلت <خلیفه‌`الله> نایل می‌گردد و حقیقت جمیل باطنی را در آغوش جان گرفته، سرمست از باده وصال به فتح قله رفیع وحدت توفیق یافته و به معدن عظمت الهی و گنجینه ولایت رحمانی و کوثر بی‌پایان رحیمی دست می‌یابد و این گونه، آسمان و زمین هفت‌گانه ظاهر و باطن را مسخر خویش ساخته، از رهگذر جذبه عاشقانه و سیر و سلوک عارفانه، بر جهان ملک و ملکوت مالکیت ولایی پیدا می‌کند. امیر مومنان(ع) در بیان این حقیقت می‌فرماید: <عشق الهی آ‌تشی است که بر هر چه عبور کند، او را می‌سوزاند و نور الهی است که بر هیچ چیز نمی‌تابد، مگر آنکه او را روشن می‌کند و آسمان رحمت الهی است که هیچ چیز زیر آن ظاهر نمی‌شود، مگر اینکه به او فیض می‌بخشد و نسیم الهی است که بر هر چه وزیدن بگیرد، سبب حرکت او می‌شود و باران الهی است که هر چیزی را زنده می‌کند و زمین الهی است که همه چیز را می‌رویاند. پس هر که را خدا دوست بدارد، به او هر چه خواهد از ملک و مال عطا می‌کند.>‌46

و این‌سان قلب مطهر و منور انسان کامل، سریر حقیقت و گنجینه معرفت و عظمت الهی می‌گردد و فروغ عالمتاب رحمت ظاهری از آ‌فتاب جلال منورش بر گستره آفرینش می‌تابد و انوار فیض باطنی از مهتاب‌

جمال مطهرش، قلوب شبروان طریق کمال را جان می‌بخشد. قلب فیاض او آگاه به اسرار غیب و شهود گردیده و بسان ابر بهاری، گلشن خلقت را از باران حیات‌بخش وجود خود بهره‌مند ساخته، طراوت روح‌فزای زندگی را بر کالبد هستی دمیده، به بسط فیض و رحمت ربوبی می‌پردازد: <العارف... کنز اسراره و معدن انواره و دلیل رحمته علی خلقه:47 عارف... گنجینه اسرار و معدن انوار الهی و دلیل رحمت حق بر خلایق است.>‌

در این میان، مهمترین فیض و عالی‌ترین رحمتی که از وجود انسان کامل و عارف واصل ساطع می‌گردد، خصیصه هدایت‌گری و کمال و جمال‌بخشی او است و به حق، فروغ دل‌انگیز وجه قدسی و وجود روحانی‌اش، محکم‌ترین عروه وثقای نجات برای سالکان طریق کمال مطلق از دام تعلقات دنیایی و مطمئن‌ترین ریسمان عروج به سر منزل مقصود در فردوس برین است. امیر م-ومنان علی(ع)، در وصف این حقیقت همیشه جاری می‌فرماید: <خداوند رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه‌ای را بشنود، خوب فراگیرد و چون هدایت شود، بپذیرد و دست به دامن هدایت‌کننده بزند و نجات یابد.>48



نتیجه سخن‌

سالک طریق کمال در پرتو هدایت انسان کامل و پیروی از رهنمودهای متکامل او می‌تواند نخست از عالم جمادی که جولانگاه مظاهر دلفریب قدرت‌جویی و جاه و منال دنیایی است، عبور کند و عالم نباتی را نیز که جلوه‌گاه زینتهای رنگارنگ و تعلقات لذت‌بخش گوناگون است، طی نماید و نیز در عالم حیوانی که از دشوارترین مراحل سلوک به شمار می‌رود، با دو قوه نیرومند غضب و شهوت مجاهدت می کند و در عالم انسانی که برزخ میان مراحل سه‌گانه سفلا و مراتب سه‌گانه علیای سلوک است، به کمک مهتاب عقل ملکوتی بر ظلمات نفس ملکی غلبه نموده و در زمره اصحاب یمین، شایسته حضور در جنت نعیم مقربین می‌گردد و آن‌گاه در عالم روحانی که سرای بندگی و تسلیم خالصانه است، به سبب اذکار و معارف برخاسته از جوهره عبودیت، در بارگاه ربوبی به بندگی حق قیام می‌کند و از این رهگذر، روح قدسی ازچشمه‌سار عز قدس مقربان بر او دمیده، با فنای از خویشتن به مرتبه وجه نورانی تعالی می‌یابد.

سپس در عالم وجه نورانی، به سبب محرمیت، به شهود سیمای معطر و دلربای فرشته جمیل عشق مفتخر گشته، سرشار از شعله‌های عشق و نیاز، به منزلت بقای ربانی می‌رسد و آنگاه سرمست از باده وصال، به فتح‌ قله رفیع وحدت در عالم رحمانی نایل آمده، بر کوثر قدس رحیمی و چشمه جوشان صمدانی دست می‌یابد و این گونه، قلب شیفته‌اش جایگاه عرش خدای رحمان می‌گردد که جز گنجینه معارف رحیمی و جلوه‌گاه قدرت رحمانی نیست و به سبب انوار هدایت‌بخش او، طریق عروج و تعالی معنوی فراسوی انسان کمال جو گسترده می‌گردد و تشنگان کوثر جمال را بهره‌مند از زلال هدایت و معرفت می‌سازد؛ <انسان محب (عاشق)، خالص‌ترین مردم برای خدا از جهت سر و باطن است... پس اگر مردم جایگاه و منزلت او را در نزد خداوند بدانند، به سوی خدا تقرب نمی‌جویند، مگر به واسطه خاک پای او.>‌49



پی‌نوشتها:

پایگاه اطلاع‌رسانی نویسندهwww. foroughemahtab. com:‌

1‌. تین /4: <همانا ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریدیم.>‌

2.‌ تین /5:<سپس او را به پایین‌ترین مرحله باز گرداندیم.>‌

3.‌ شرح دعای سحر، امام خمینی، ص 78، امام علی(ع): <من آسمانهای هفت‌گانه‌ام.>

4. وسائل الشیعه، ج 19، ص 35، ح 94 ،24.

5. فجر / 20.

6. الامالی صدوق، ص 209، ح9.

7. بقره / 74: <پس دلهای شما مانند سنگ و یا سخت‌تر از آن است.>

8 . نبا /40: <ای کاش من خاک بودم.>

9. فاطر / 9 :<پس زمین را بعد از مرگش زنده گردانیدیم.>

10. نوح/ 17: <و خداوند شما را از زمین رویانید رویانیدنی.>

‌‌‌‌11.حجر/ 39: <[شیطان گفت:] همانا آنچه را در زمین است، در نظر بنی‌آدم زینت می‌بخشم.>

12. کهف/ 7: <ما آنچه را روی زمین است، زینت آن قرار دادیم تا آنها را بیازماییم که کدامین‌شان بهتر عمل می‌کنند.>

‌‌‌‌13. بقره/ 138: <رنگ خدایی و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است.>

14. الکافی، ج2، ص 14، ح 2، امام صادق(ع): <مراد از رنگ خدایی، همانا اسلام است.>

‌15. المحاسن، ج 2، ص 507، ح 652، امام صادق(ع): <همانا قلب‌های مومنان، سبز است.>

16. غررالحکم، ص 302، ح 6867 :<بزرگترین دشمن مرد، خشم و شهوت او است.>

‌17. همان، ص 304، ح 6949 .

‌18. همان، ح 6947 :<عامل بدی، غلبه شهوت است.>

19. همان، ح 6952: <هیچ آزمایشی بزرگتر از شهوت نیست.>

20. نساء/ 27 :<و کسانی که دنباله‌رو شهوات‌اند، می‌خواهند میل بورزند، میل ورزیدنی عظیم.>

‌‌‌21. یوسف/ 28: <همانا مکر و حیله شما زنان، عظیم است.>

‌‌22. یوسف/ 24: <آن زن قصد او کرد و او نیز - اگر برهان پروردگارش را نمی‌دید - قصد وی می‌نمود.>

‌23. یوسف/ 53 : <من هرگز خودم را تبرئه نمی‌کنم که نفس [سرکش] بسیار به بدیها امر می‌کند، مگر آنچه را پروردگارم رحم کند.>

‌24. الکافی، ج 2، ص 375، ح 3، رسول اکرم(ص).

‌25. انسان/ 3.

‌26. وسائل‌الشیعه، ج 15، ص 209، ح 20298.

‌27. کنزالعمال، ح 36، 39، رسول اکرم(ص): <همانا بر روی جهنم پلی است باریک‌تر‌ از مو و برنده‌تر از شمشیر.>

‌28. امام صادق(ع): <مراد از بهشت نعیم، شناخت و مشاهده است و منظور از حجیم،‌ظلمات شهوات است.> (التفسیر الکبیر، ج 31، ص 85)

29. آل عمران/ 193 :<و ما را با ابرار بمیران.>

30 .کلمات مکنونه، ص 125: <همانا صورت انسانی... راه کشیده شده میان بهشت و دوزخ است.>

‌31. غررالحکم، ص 240، ح 4865، امام علی(ع): <عاقل کسی است که شهوتش را میرانده باشد.>

‌32. رسائل محقق داماد، ج 8، ص 92، حضرت عیسی(ع).

‌33 .بحارالانوار، ج 25، ص 97، ح ...69 : <مراد از ملائکه در سوره قدر، مومنانی هستند که علم آل محمد را به ارث می‌برند....>

‌34. تحف‌العقول، ص 399، امام کاظم(ع).

‌35. تفسیر قمی،‌ج 2، ص 206، امام صادق(ع): <همانا ملائکه... با نسیم عرش زندگی می‌کنند.>

‌36. ص/77 : <پس [ای شیطان! از بهشت] خارج شود که تو رانده‌شده‌ای.>

‌37. الکافی، ج 2، ص 281، ح 16، امام علی(ع).

‌38. فجر/ 31: <پس داخل شو در بندگان من.>

‌39. فجر/ 32: <و داخل شو در بهشتم.>

‌40 .قیامت/ 22-23.

‌41. غررالحکم، ص 434، ح 9921.

42. مصباح الشریعه، ص 7، امام صادق(ع): <عبودیت، گوهری است که ذاتش ربوبیت است.>

43 .واقعه/ 87-88 :<اما اگر از مقربین باشد، پس رحمت و ریحان و بهشت نعیم است.>

‌44. کنزالعمال، ج 1، ص 433.

‌45. بحارالانوار، ج 24، ص 192، ح .6 ذیل آیه <و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام: باقی است وجه صاحب جلال و کرامت پروردگارت> امام صادق(ع) فرموده: <نحن وجه‌الله: ما وجه خداییم.>

46. مصباح‌الشریعه، ص 523.

47. همان، ص191 .

‌48. نهج‌البلاغه، خ 76، ص 103.

‌49. مصباح‌الشریعه، ص 192، امام صادق(ع).


 
comment نظرات ()
 
 
بدان که توکل چیست
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۸
 

همگان می‌اندیشند که در معنای ظاهری توکل نوعی ایستایی و بی عملی و واگذاری امور نهفته است. درحالی که اگر نظرگاه عرفان ناب اسلامی به آن نگریسته شود هیچ پویایی به عمق توکل نمی‌رسد تا جایی که کمتر شخصی می‌تواند حتی با اراده‌ای پولادین حق این حسنه الهی را بجایی آورد.
توکل در لغت به معنای وکیل قرار دادن و واگذر نمودن است. و در عرفان نیز از مراتب کمال است که سالک باید به آن دست یابد.
 توکل  به خداوند دو مرحله  اساسی دارد. اول سلب عمل از خود و دیگر اسباب و دوم واگذاری به خداوند و ارباب. به نحوی که هر عملی را بسته به مشیت بدانی.
حال چگونه توکل از حرکتی پویاتر است؟
تو بر خداوند توکل می‌کنی و امور را بر او می‌سپاری که  در نهایت به این نتیجه دست یابی: خداوند این کار را انجام داد و خواست خداست که اینگونه بشود.
از نظرگاه عرفان حضرت احدیت در واحدیت موجودات متجلی است و به زبانی گویاتر وحدت وجود  اصلی انکار ناپذیر  است.
پس اگر نیک بنگری و نیکو بیندیشی درمی‌یابی که در اصل تو در توکل اصیل و ناب هستی را محل تجلی خدا می‌بینی و موجودات را بر حسب درجات خود از خدا و حق بیرون نمی‌یابی. پس اگر امری انجام می‌پذیرد  توسط تجلیات حق صورت می‌گیرد و دیگر از تکثر نفسانی چیزی رویت نمی‌شود. پس عالم همه حق است و اعمال از خداست و برای خداست چه دانسته و چه ندانسته.
در نتیجه  تو با توکل در اعمالت به دیگران شانیت الهی بخشیده‌ای و  همه اسباب را مضمحل در خدا نموده ای و حقیقت حق را به آنان هدیه داده‌ای . باشد که این لطیفه مقبول باشد و حقیر نیز از آن بهره‌ای وصول کنم .

تحریر شده بر اساس دیدگاه حضرت امام خمینی (س)  - منتشر شده در کتاب  جنود عقل و جهل


 
comment نظرات ()
 
 
شعر مولوی اصول اصول اصول دین است
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۸
 

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی  :(۲۸ شهریور ۱۳۸۷)

 خیلی از زمینه‌های جامعه با زبان هنر، قابل اصلاح است و مثلا اخلاقیات باید به اخلاق ملی تبدیل شود. ما چند قرن زیر چکمه استبداد زندگی کرده‌ایم. برخی پادشاهان که شاید به آنها افتخار هم بکنیم ـ مثل نادر شاه ـ دیو مُهیبی است، شاه عباس هم همین طور. شما ببینید غیر از آن قهرمانی‌ها، با مردم کشورشان چگونه رفتار کردند، با خوب‌هایشان چگونه رفتار کردند. این خلقیات باید اصلاح شود

باید به جای الگوسازی‌های مصنوعی و جعلی و بدلی از فلان هنرپیشه و مانکن‌ها و رقاصه‌ها، عاطفه‌های واقعی به عنوان الگو معرفی شوند.


 بخشی از شعر آیینی ما می‌تواند مصروف مطالب عرفانی بشود. شعر مولوی را ببینید. اگر دیوان شمس را دوردست ببینیم، شعر مثنوی که اصولِ اصولِ اصولِ دین است. اعتقاد من این است. یک وقت آقای مطهری از من پرسیدند نظرم راجع به شعر مولوی چیست. گفتم: اصولِ اصولِ اصولِ دین است. گفت: نظر من هم همین است. البته درباره حافظ کمی با هم اختلاف عقیده داشتیم

من به هیچ شاعری توصیه نمی‌کنم که شعر عاشقانه نگو. معلوم است که نمی‌شود. البته می‌شود توصیه کنم که مراقبت کنند افراطی نشود؛ از حالت حجب و حیای ایرانی ـ اسلامی ما خارج نشود و ترویج شعر عریانی که آنها می‌خواهند نشود. ما هم نه آنقدر خشکیم که از این شعرها لذت نبریم و نه آنقدر بی توجه که آن را نفهمیم.

یاد مرحوم قیصر امین پور ـ که حقیقتا درگذشت امین پور ما را به معنای واقعی کلمه، داغدار کرد ـ به خیر. پس از مرحوم سید حسن حسینی، دلمان خوش بود به امین پور که او را هم از دست دادیم. حالا باید قدر شما را بدانیم

 


 
comment نظرات ()
 
 
افتخار مسئولان
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳٠
 

امام خمینی(س):

مسئولین با فقرا بیشتر رفاقت داشته باشند تا با متمکنین
همه مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پابرهنه ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین.
و در کنار مستمندان و پابرهنه ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قراردادن، افتخار بزرگی است که نصیب اولیاء شده و عملا به شبهات و القائات خاتمه می دهد.
صحیفه نور - ج 20 - ص 125

 


 

 


 
comment نظرات ()
 
 
سخنی با تو
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٩
 

گفتم اول وب سایت برات بنویسم برای چی این تشکیلات راه افتاده که اگر مرد راهش نیستی وقتت گرفته نشه.
می‌خوام ببرمت توی یک عالمی که اولین محرم درگاهش خودتی. اگر دوست داری همرام بیا.
هیچ میدونی چرا پریشونی؟ چرا همیشه دنبال یک تکیه‌گاه می‌گردی؟ چرا دنبال دستگیره نجاتی؟
برای اینکه هنوز خودتو خوب نشناختی. برای اینکه هنوز نمی‌دونی چی می‌خوایی و چکار باید بکنی؟
تا حالا شده چند لحظه توی یک محل آرام چند لحظه ای چشماتو ببندی و با خودت خلوت کنی؟ و در این خلوت پر از هیاهوی درون با خودت چند کلامی مرد مردونه سخن بگی؟  و از خودت بپرسی بابا چه خبرته ؟ دنبال چی می‌گردی؟ برای چی حیرونی؟
در این سکوت اصلا به چیز دیگه فکر نکن و بیخیال دنیای پرهیاهو باش.
اگر این کارو انجام دادی بگو تا برات بقیشو بنویسم که  ببینی بهترین رفیقت کیه؟

 


 
comment نظرات ()
 
 
مفهوم واقعی عدل از دیدگاه امام خمینی(س)
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
 

 

« ما هرچه می خواهیم، برای خودمان می خواهیم. ما عدل را ]هم[ برای عدلش دوست نداریم، اگر این عدل برای ما جاری بشود و خلاف ما باشد، دشمن آن عدل هستیم. اگر یک ظلمی به نفع ما باشد، دوست آن ظلم هستیم. همه اینها ریشه اش در خود انسان است، اگر این ریشه کنده بشود و لااقل تضعیف بشود، کارها حل می شود، همه با هم دوست می شوند، ایراد به هم نمی گیرند، کمک هم می کنند. اگر یک کسی قیام به یک امری کرد، دیگران زیر بغلش را می گیرند، وقتی می بینند می خواهد یک کاری بکند. اگر یک ارگانی یک تصمیم مثبتی بگیرد، دیگران که می بینند این خوب است می روند دنبالش...» صحیفه امام(ره) ج17 ص532


 
comment نظرات ()
 
 
آسیب شناسی معنویات نوپدید
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱۸
 

 

آسیب ­شناسی معنویات نوپدید

 

 

 

 

یعقوب قمری شریف‌آبادی

اشاره

کتاب، آینه­ای تمام‌نما از نوع اندیشه و روح نویسنده است و خوانندگان با مطالعه هر کتاب در حقیقت، فروغ هدایت و یا ظلمت ضلالت را در صحیفه وجود خویشتن ترسیم می‌کنند و طریق صعود یا هبوط را می­پیمایند. امروزه به موازات تولید و انتشار کتاب­های مفید و سازنده، شاهد رشد فزاینده چاپ و نشر کتاب‌ها و آثاری هستیم که به صورت تألیف و یا ترجمه، معنویت­های نوظهور و افکار و اندیشه‌های وارداتی در حوزه علوم روحی - روانی را در قالب الفاظ و عبارات جذاب، از گوشه و کنار جهان به سوی جوامع اسلامی سرازیر می‌کنند.

در این شرایط، بایسته است که فرهیختگان و اندیشمندان جامعه، پژوهشگران و دانشجویان جوانی را که با شور و اشتیاق فراوان جذب عبارات به­ظاهر زیبای چنین کتاب‌هایی می‌شوند و صعود به قله‌های کمال را از راه مطالعه آن‌ها می‌جویند، نسبت به خطرات گسترده عقیدتی و فرهنگی این مسئله که مصداق بارز تهاجم فرهنگی است، آگاه سازند و با بیانی مستدل و منطقی فروغ بیداری را برای آن‌ها فراهم آورند. از این ‌رو، آنان که در وادی عرفان اصیل رحمانی و معنویات ناب اسلامی می‌باشند، شایسته است که به این امر مهم توجه داشته باشند تا به بیراهه نروند و به حرمان از معارف حقه الهی دچار نشوند.

نگارنده در این نوشتار، به ­طور مختصر از منظر عرفان ناب اسلامی که معیار و سمبل حق می‌باشد، به آسیب­شناسی ترویج چنین آثاری پرداخته است.

قرآن، در حریم صیانت الهی

با فضیلت‌ترین و ارزنده‌ترین گوهری که جهان مُلک را به انوار بصیرت روشن ساخته، علم می باشد که «رأس الفضائل العلم؛(1) سرآمد همه فضیلت‌ها علم است». و نیز شریف‌ترین و ارزشمندترین علمی که از سوی خداوند رحمان در سرای ناسوت به ودیعت نهاده شده، معارف عظیم ربوبی است که در کتب آسمانی تجلی نموده و به‌ویژه در قرآن کریم به عنوان ذکر الله و کلمة الله، چراغ هدایت زنان و مردان مؤمن را برافروخته و به بیان علوی «هو ربیع القلوب و ینابیع العلم»(2) بهار دل‌ها است که چشمه‌های جوشان علوم رحمانی را برای مؤمنان عاشق در گستره عالم ملک روان نموده. قرآن، کتاب جامعی است که خداوند حفظ و صیانت آن را در تمامی زمان‌ها و مکان‌ها از هر نوع آسیبی وعده داده است: «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون؛(3) همانا ما ذکر (قرآن) را فرو فرستادیم و به‌تحقیق ما خود آن را حفظ کننده‌ایم».

اگر قرآن کریم به صراحت آیه «و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء»(4) جوابگوی تمامی نیازها و سؤالات آدمی در مسیر رشد و تعالی می‌باشد، به جهت برخوداری از گنجینه بی‌پایان علم و آگاهی است که بر سایر کتاب‌ها نیز شرافت و عزت یافته و اگر دسترسی به این چشمه جوشان معارف رحمانی و بهره‌مندی از هدایت و شفای کتاب الهی برای همگان ممکن نیست، به دلیل آن است که شرط استفاده از این منبع نور، بدون شک، جز عشق و ایمان به کتاب خدا نمی باشد؛ چرا که آدمی به واسطه عشق و ایمان به کلمات قرآن در حیطه دین خداوند قرار می‌گیرد و گرنه جز خسران و تباهی چیزی نصیب او نخواهد شد: «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا؛(5) و از قرآن آنچه شفا و رحمت برای مؤمنان است، نازل کردیم؛ در حالی که برای ستمگران جز زیان نمی‌افزاید».

 

کتاب، آینه فکر و روح نویسنده

به طور کلی، در گستره جوامع بشری هر دانشمند و حکیمی که پس از سال‌ها تلاش و کوشش در راه پژوهش و مطالعه، اثری از خود خلق می‌کند، به‌راستی علم و آگاهی خویش را در آن جلوه‌گر می‌نماید و کتاب هر کس آینه تمام‌نمای فکر و روح او به شمار می رود: «کتاب الرجل عنوان عقله و برهان فضله؛(6) کتاب مرد، نشانه عقل و دلیل فضل و برتری او است» و در واقع، هر نویسنده جوهره وجود خود را در اثرش به ودیعت می‌سپارد و پس از مرگ با کتابش که آب حیات و شناسنامه زندگانی او می‌باشد، جاودانه گردیده، و روح و روانش در سراسر کلمات مکتوبش حضوری همیشگی و اثرگذار خواهد داشت.

از این رو، پژوهشگران و جویندگان کمال هنگامی که با عشق و ایمان در صدد استفاده از علوم و معارف کتابی برمی‌آیند، باید به این نکته بسیار مهم و اساسی توجه داشته باشند که با خواندن آن کتاب و پذیرش و رضایت‌مندی از مطالب آن، تحت سلطه روح صاحب کتاب قرار گرفته و از راه و روش و آیین او تأثیری عمیق می‌پذیرند؛ چنان­که با خواندن کتاب آسمانی قرآن، و عشق و توجه به آیات و معارف انسان سازش، مورد عنایت و لطف صاحب حقیقی آن، یعنی خداوند رحمان، قرار می گیریم و در حریم نوراینت و روحانیت حق بهره‌مند از معارف و حقایق این کتاب بزرگ می گردیم.

اگرچه به بیان نبوی «اطلبو العلم و لو بالصین؛(7) علم را طلب کنید، هر چند در چین باشد»، استفاده از علوم و فنون و معارف اندیشمندان جوامع دیگر، امری پسندیده و ممدوح است، اما نویسنده سطور حاضر به تجربه این حقیقت را دریافته که مطالعه آثار آن‌ها با عشق و ایمان - به‌خصوص کتاب‌های اعتقادی و روحی - بدون بهره‌مندی از راهنمایی معنوی صاحبان کمال و جمال و برخورداری از موازین حق و رهنمودهای بیدارگر کاملان وادی معرفت، موجب می‌گردد که خوانندگان از روح صاحب کتاب که در جای‌جای آن حضور دارد، تأثیر پذیرفته، چه بسا به تزلزل و سستی در دین و مذهب خود دچار شوند و در هجمه­های معنوی و فرهنگی، سرمایه دینی و الهی خویش را ببازند و قدم بر جاده انحراف و لغزش گذارند.

از جمله آثاری که امروزه در سطحی وسیع منتشر گردیده، ترجمه کتاب‌های برخی اندیشمندان است که تفکرات و معنویات التقاطی خود را مطرح کرده، ذهن خواننده را معطوف و مجذوب خویش می‌سازند و به‌حق، باید خطرات ترویج چنین اندیشه‌هایی را که بنیان‌های دینی و معنوی این مرز و بوم را نشانه گرفته، بیش از هر خطر دیگر دانست و آسیب‌های آن را که سلامت فکری و عقیدتی مسلمانان جهان را به مخاطره انداخته، بسیار جدی گرفت.

این اندیشمندان راه و روش و عقاید خویش را در قالب تعابیر و الفاظ جذاب عرضه نموده و بدین ترتیب، جوانان مسلمان را به سوی عقاید و افکار خود می‌کشانند و حال آن که هیچ­گاه زیبایی عبارات و جذابیت تعبیرات یک کتاب، نمی‌تواند دلیل حقانیت محتوای آن اثر باشد.

اگرچه آموزه‌های اینان در گزاره‌هایی از قبیل: «تسلیم، عشق، مراقبه و یا دعا» ارائه می‌شود و معمولاً محتوای کتاب‌هایشان به واسطه مطالعات مستمر، از آثار اندیشمندان بزرگ دنیا و عرفای بنام جهان اسلام متأثر است، اما چون روحِ جاودان‌ شده اینان در آثارشان از حیطه دین متکامل اسلام خارج است، خوانندگان و پژوهشگرانی را که بدون اطلاع و بهره‌مندی از رهنمودهای استادی بصیر و راهنمایی او به سراغ چنین آثاری می‌روند، در مسیر آیین و عقاید خود قرار می‌دهند و عملاً به تضعیف اساسی‌ترین آموزه‌های عرفان ناب اسلامی که همسو با کمال حقیقی انسان است، می‌پردازند.

به بیان دیگر، هر کس این گونه آثار را که روح حاکم بر آن، طریق غفلت از حقیقت اسلام و انحراف از صراط مستقیم کمال را فراسوی خواننده آن می‌گسترد، مطالعه ‌کند و تعالیم آن را بر لوح اندیشه و قلب خویش منقش سازد و از راهکارهای آن پیروی نماید، در واقع، به پرستش و اطاعت از نویسنده آن مبادرت ورزیده و گام بر طریق آنان نهاده است؛ چنان‌که امام باقر(ع) در اشاره به این معنا می‌فرماید: «من أصغی إلی ناطق فقد عبده فان کان الناطق یؤدّی عن الله عزّ و جلّ فقد عبد الله و إن کان الناطق یؤدی عن الشیطان فقد عبد الشیطان؛(8) هر کس که به گوینده‏اى گوش فرا دهد، مانند آن است که او را پرستیده. پس اگر گوینده از خدا گوید، او خدا را پرستیده و چون از زبان ابلیس گوید، او ابلیس را پرستیده».

بنابراین، بیداری و هوشیاری محققان گرامی در برابر چنین امر حساس و مهمی بسیار ضروری می‌نماید و بایسته است جوانان عزیز و پژوهشگران مسلمان بدین مسئله توجه داشته باشند که پیش از سیر در آثار چنین اندیشمندانی، نیازمند تمسک به ریسمان ولایت و راهنمایی اولیای رحمانی و توجه خالصانه به صاحبان بصیرت و معرفت برای نجات خود می‌باشند تا هم از ثمرات نیک علم و جنبه‌های مثبت اندیشه دیگران به طور صحیح بهره‌مند گردند و هم در ورطه دوری از عرفان ناب اسلامی و حرمان از حقایق روح‌پرور و معارف انسان­ساز آن قرار نگیرند.

 

پی‌نوشت‌ها:

1. تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص41، ح16، امام علی(ع).

2. همان، ص111، ح1969، امام علی(ع): «قرآن، بهار دل‌ها و چشمه‌های علم است».

3. حجر/9.

4. نحل/89: «و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است».

5. اسراء/82.

6. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص63، ح756، امام علی(ع).

7. مشکوةالانوار، ص135.

8. کافی، ج 6، ص 434، ح 24.

 

 


 
comment نظرات ()
 
 
در مکتب امام
نویسنده : هاشم هاشمی نسب - ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٦
 

در مكتب امام

اهميت تهذيب نفس
لكن ما حساب اين را بكنيم كه قضيه پرورش و قضيه آموزش چه جور است. يعني آموزش اخلاقي و معنوي و قضيه تهذيب نفس، آن وضعش چطور است. ما اگر فرض كنيم كه دانشگاه ما يا فيضيه ما، علوم را به طور وافر مي دانند و تدريس هم مي‌كنند، لكن فرض بكنيم كه پرورش روحي و تهذيب نفس و اخلاق در آن نباشد، آيا از اين تربيت علمي فقط، منهاي تربيت‌هاي روحي و پرورش معنوي، چه حاصل مي شود براي كشورشان؟ و چه حاصل مي‌شود براي اسلام عزيز؟ و چه حاصل مي شود براي مردم
] و براي[ ملت؟ علم حاصل شد، اما اگر تربيت معنوي نباشد پهلوي علم و پرورش روحي نباشد، چه بسا كه - و بسيار هم شده است كه - همين علم، مايه فساد شده است.

(صحيفه امام، ج 16، ص497)


فقط خدا را در نظر بگيريد
به هيچ وجه گوش به حرف عده اي كه مي خواهند يك دسته كوچك مردم ما خوششان بيايد و به اصطلاح مترقي هستند، ندهيد. قاطعانه با اين گونه افكار مبارزه كنيد. خدا را در نظر بگيريد، اصولا آنچه كه بايد در نظر گرفته شود خداست نه مردم. اگر صد ميليون آدم، اگر تمام مردم دنيا يك طرف بودند و شما ديديد كه همه آنها حرفي مي زنند كه برخلاف حكم قرآن است، بايستيد و حرف خدا را بزنيد ولو اينكه تمام بر شما بشورند. انبيا همين طور عمل مي كردند.
صحيفه نور- جلد 12- صفحه 258


 
comment نظرات ()